برای کشتیهای بی حرکت موجها تصمیم می گیرند . . .
سلامتی رفیقی که تو رفاقت کم نزاشت ولی کم برداشت تا رفیقش کم نیاره
♣♣♣♣♣به سلامتی رفیق♣♣♣♣♣
.به سلامتی اونی که باخت تا رفیقش برنده باشه . . .
♣♣♣♣♣به سلامتی رفیق♣♣♣♣♣
.به سلامتی کسی که وقتی بردم گفت :
اون رفیق منه
وقتی باختم گفت :
من رفیقتم . . .
♣♣♣♣♣به سلامتی رفیق♣♣♣♣♣
به سلامتی رفیقی که زرنگه, وجودش قشنگه, قلبش یه رنگه, عشقش پر رنگه, شرابش خوش رنگه, آخرش دلم واسش تنگه
♣♣♣♣♣به سلامتی رفیق♣♣♣♣♣
سلامتی رفیق بی معرفتی که اسم ما گوشه موبایلش خاک میخوره
♣♣♣♣♣به سلامتی رفیق♣♣♣♣♣
دستمال خیس آرزوهایم را فشردم همین ۴ قطره چکید
زنده
باد
رفیق
با معرفت !
♣♣♣♣♣به سلامتی رفیق♣♣♣♣♣
به سلامتی پرچم ایران که سه رنگه ، تخم مرغ که دو رنگه ، رفیق که یه رنگه !
♣♣♣♣♣به سلامتی رفیق♣♣♣♣♣
سلامتیه دوست نازنینی که گفت:
قبر منو خیلی بزرگ بسازین…. چون یه دنیا ارزو با خودم به گور میبرم !
♣♣♣♣♣به سلامتی رفیق♣♣♣♣♣
سلامتی رفیقایی که روز قیامت فقط زمین از دستشون شاکیه !
اونم به خاطر سنگینیه مرامشون . . .
♣♣♣♣♣به سلامتی رفیق♣♣♣♣♣
سلامتی رفقایی که میخ نگاهشون ، لاستیک دلمون رو پنچر کرده تا ما بی زاپاس تو جاده رفاقت بمونیم !!!
♣♣♣♣♣به سلامتی رفیق♣♣♣♣♣
به سلامتی رفیقایی که سر قرار گوشی هاشون رو سایلنت نمیکنن !
♣♣♣♣♣به سلامتی رفیق♣♣♣♣♣
به سلامتی مهره های تخته نرد که تا وقتی رفیقشون تو حبس حریف به احترامش بازی نمی کنن !
♣♣♣♣♣به سلامتی رفیق♣♣♣♣♣
به سلامتی رفیقی که میاد سر خاکم ، شرمنده نمیتونم برات پاشم ولی بدون خاک پاتم!!!



فقط یه ایرانی میتونه وقتی میره مهمونی فوری از صاحبخانه بپرسه اینجا متری چند ؟؟؟
فقط یه ایرانی میتونه کمتر ازيک سال بعد از مهاجرتش به يه کشور ديگه، زبان ياد بگيره، وارد دانشگاه بشه، تازه شاگرد اول کلاس هم بشه!
فقط یه ایرانی میتونه ماشین خودشو با ریموت قفل کنه, ولی بعدش 4 تا دستگیره رو امتحان کنه که ببیــنـه قفل شده یا نه!
فقط یه ایرانی میتونه بعد از شنیدن صدای پیغامگیرِ تلفن بگه اِاا رفت رو پیغامگیرشون و سریعاً تلفن رو قطع کنه !!!
فقط یه ایرانی میتونه وقتی میره عید دیدنی بعد از خوردن دو کاسه آجیل و شیرینی و انواع تنقلات پرکالری و در ادامه خوردن شام با مخلفات موقعی که به خوردن نوشابه یا دوغ میرسه جهت حفظ سلامتی دوغ رو انتخاب میکنه!
يكى از سرگرمى هاى خاص مردم ايران اينه كه :وقتى از مطب دكتر ميان بيرون،حساب كنن ببین اين دكتره روزى چقد درآمد داره!
فقط یه ایرانی میتونه واسه یه خونه اجاره ای 40 متری یه تلویزیون ال ای دی 60 اینچی با سینما خانگی 8000 وات بیسیم بذاره!!!
فقط یه ایرانی میتونه اول پاییز واسه بچش 500 هزار تومن ایکس باکس بخره بعد تا تابستون نزاره بچه حتی یه بارم نیگاش کنه!
فقط یه ایرانی میتونه برای ماشین پنج میلیونی که اقساطی خریده ، چهار میلیون لوازم اضافی وصل کنه ولی پول رفتن به دندانپزشک برای معالجه دندان خرابش را نداره!
فقط یه ایرانی میتونه با ماشین خودش بره به محلی که آزمون رانندگی می گیرن که توی امتحان شرکت کنه!
فقط یه ایرانی میتونه آخر شب بره مسواک بزنه،بعدش بره سر یخچال هرچی دید بخوره بعد بره بگیره بخوابه!!!
فقط یه ایرانی میتونه کف خونش رو پارکت و سرامیک کنه بعد طوری اونا رو با فرش بپوشونه که عمرا هیچی دیده نشه ! تو پذیرایی دو سه دست مبل استیل و راحتی بذاره ولی باز یه گوشه چند تا پشتی هم بچپونه !
فقط در ایرانـــه که بعد از یک تصادف ساده ممکنه قتل اتفاق بیوفته!
فقط یه ایرانی تا تفویم سال جدید میرسه به دستش اول میگرده تعطیلی هاشو پیدا میکنه!
فقط یه ایرانی میتونه اسپاگتی رو شونصد دقیقه توی آب جوش بجوشونه بعد هم مثل برنج دم کنه تا ته دیگی به قطر 5سانتی متر پیدا کنه، در صورتی که روی بسته بندی اون نوشته 7 دقیقه بجوشونید و با سس میل بفرمائید!
فقط یه ایرانی فکر میکنه اگه لوله بخاری رو با آلومینیم بپوشونه خونش چقدر شیک میشه !!!!
فقط يک ايرانی ميتونه با بوق ماشين هم سلام کنه، هم خداحافظی، هم فحش بده و هم تشکر کنه...
فقط یه ایرانی میتونه بعد از مسافرت چند روزه برای استراحت... بعد از بازگشت هم چند روز بخوابه واسه اون چند روز استراحت !!!
فقط یه ایرانی میتونه وقتی سوار پله برقی میشه بازم از پله ها بالا بره!!!
فقط تو ایرانه که کارت شارژی رو که مغازه دار 4700 میخره ، ما 5500 میخریم ولی 4900 شارژ میکنه و بهش میگن 5000 تومنی !!!!
همه میگن تو منو دوس نداری
همشون پشت سر تو بد میگن نمیدونن تو از آسمون میای خودشون اهل یه دنیای دیگن همه میگن اسمشه تو با منی توی قلب تو یه کم جا ندارم روی اسم تو باید خط بکشم برم و چشماتو تنها بذارم اونا از چشمای تو بی خبرن نمیدونن که نگات نفس داره اونا غافلن که چشم روشنت توی نور ماه نقره دس داره همه دوس دارن ازت دس بکشم همشون بهم میگن دیوونه ای نمیدونن تو برام بهانه ای معنی شعرای عاشقانه ای همه میگن پیش اون کسی برو که یه کم قدر نگاتو بدونه همه با دس هی منو نشون میدن میگن این دیوونه سا این همونه تو رو با خیلیا دیدن همشون هی میگن تو بی وفایی میکنی به منم میگن داری محبت و از چشای اون گدایی می کنی ولی من به اونا گوش نمیکنم تو تمام هستی و بهانمی توی سایه روشنای شعر و درد تو اهورایی ترین ترانمی همه میگن یکی از همین روزا واسه ی همیشه از پیشم میری جلوی چشمای بی قرار من یکی دیگه رو تو آغوش میگیری اما من باورشون نمی کنم اونا از عمق دلت بی خبرن تو روی ابرای آسمونی و اونا اینجا تو زمین پشت درن راز چشماتو ولی من میدونم میشینم تا تو مال خودم بشی میمیرم تا از یه راه دور بیای باز بهونه ی تولدم بشی
شما یادتون نمیاد، اون موقعها مچ دستمون رو گاز می گرفتیم، بعد با خودکار بیک روی جای گازمون ساعت می کشیدیم .. مامانمون هم واسه دلخوشیمون ازمون می پرسید ساعت چنده، ذوق مرگ می شدیم
شما یادتون نمیاد، وقتی سر کلاس حوصله درس رو نداشتیم، الکی مداد رو بهانه میکردیم بلند میشدیم میرفتیم گوشه کلاس دم سطل آشغال که بتراشیم
شما یادتون نمیاد، یک مدت مد شده بود دخترا از اون چکمه لاستیکی صورتیا می پوشیدن که دورش پشمالوهای سفید داره !
شما یادتون نمیاد، تیتراژ شروع برنامه کودک: اون بچه هه که دستشو میذاشت پشتش و ناراحت بود و هی راه میرفت، یه دفعه پرده کنار میرفت و مینوشت برنامه کودک و نوجوان با آهنگ وگ وگ وَََََگ، وگ وگ وَََََگ، وگ وگ وگ وگ، وگ...
شما یادتون نمیاد که کانال های تلویزیون دو تا بیشتر نبود، کانال یک و کانال دو
شما یادتون نمیاد، دوست داشتیم مبصر صف بشیم تا پای بچه ها رو سر صف جفت کنیم.....
شما یادتون نمیاد: دفتر هایی رو که رو جلدش برج میدون آزادی بود و پشتش نوشته بود تعلیم و تعلم عبادت است زیرشم جدول ضرب بود
شما یادتون نمیاد، پاکن های جوهری که یه طرفش قرمز بود یه طرفش آبی، بعد با طرف آبیش می خواستیم که خودکارو پاک کنیم، همیشه آخرش یا کاغذ رو پاره می کرد یا سیاه و کثیف می شد.
شما یادتون نمیاد، گوشه پایین ورقه های دفتر مشقمون، نقاشی می کشیدیم. بعد تند برگ میزدیم میشد انیمیشن
شما یادتون نمیاد، آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیم درستون کجاست، اونا یه درس از ما عقب تر باشن
شما یادتون نمیاد، اون مسلسل های پلاستیکی سیاه رو که وقتی ماشه اش رو میکشیدی ترررررررررررررتررررررررررررر صدا میداد
شما یادتون نمیاد، تو کلاس وقتی درس تموم میشد و وقت اضافه میآوردیم، تا زنگ بخوره این بازی رو میکردیم که یکی از کلاس میرفت بیرون، بعد بچه های تو کلاس یک چیزی رو انتخاب میکردند، اونکه وارد میشد، هرچقدر که به اون چیز نزدیک تر میشد، محکمتر رو میز میکوبیدیم. یا یکی از بچه ها جاش رو عوض میکرد باید میفهمید که کی بوده .....
شما یادتون نمیاد با پلاستیک و سنگ بالن درست میکردم بعد تو مدرسه از پنجره مینداختیم بیرون.
شما یادتون نمیاد فرفره درست میکردیم .
دیگر ملالی نیست جز نداشتنت ٬نخواستنت٬راندنت٬باختنت٬رفتنت٬نماندنت٬
با او و هزاران اوی دیگر بودنت٬بدون مکث پاسخ منفی دادنت.و عشقی نیست٬
جز عشق به چشمان ناز تا ابد روشنت. این را برایت نوشته بودم. باز هم مینویسم:
« هر ستاره شبی است که از تو دورم٬آسمان چه پر ستاره است.»